بشارت نو - * سعید پویش 

در زمانی نه چندان دور همان دهه 70 خودمان یک نوع تفکر روشنفکری در سطح جامعه حضور داشت که به هنرمندان وبازیگران وحتی سیاستمداران ما یک حیای روشنفکری داده بود فیلم هایی که در آن سالها تولید می شد و کتابها و مجلاتی که منتشر می شد خود گواه این ادعاست. در دهه 70هنرمندان و ورزشکاران ونویسندگان و همه سرشان به کار خودشان مشغول بود.
به نوعی می توان گفت سلبریتی‌ها یا چهره‌ها در تمام طول تاریخ در کنار اندیشمندان حضور  و حتی با آنها زندگی مسالمت‌آمیزی داشته‌اند. منتها از روزی که پای رسانه های مجازی به میان آمد این سلبریتی‌ها بودند که دست بالا را گرفتند و برای همه چیز نسخه تجویز کردند. اینها وقتی دیدند چند صد هزار نفر طرفدار زیر هر پستی حتی حاوی مطالب  سطحی انها را تشویق می کنند. به یک نوع خود باوری و غرور کاذب رسیدند.
امروز می بینیم از نوع پوشش و سبک زندگی گرفته تا نحوه مواجهه با اندیشه‌ها و اتفاقات روز. سلبریتی‌ها حتی نوع واکنش ها به جریانات سیاسی و اجتماعی را هدایت کرده و برای سیاست‌مدارها هم تعیین تکلیف می‌کنند. آنها  به نوعی ابزار کاپیتالیسم و نئولیبرالیسم‌ هستند تا به کمک آن‌ها بهره‌برداری از تکه بزرگتری از بازار سرمایه برای سرمایه‌داران محقق شود و در این مسیر خودشان بی‌آنکه بدانند به گونه‌ای رفتار می‌کنند که سیستم سرمایه و قدرت می‌خواهد و جامعه و توده را هم با خود همراه می‌کنند.
 آنها با پررنگ کردن مسائل و محتواهای سطحی و میان‌مایه جامعه را از تفکر و فرهنگ اصیل دور کرده‌اند. چرا که آنها در جامعه نفوذ دارند تا آنجا که در همه مسائل حتی سیاست ورود کرده و هدایت توده را با کمترین دانش به دست می‌گیرند.
این در حالیست که در دهه هفتاد و قبل تر کمتر خواننده و یا بازیگر و موزیسین می شد پیدا کرد که در باره مسایل سیاسی و یا ادبی نظر بدهد معمولا از روشنفکر ها می ترسیدند در باره چیزهایی که اطلاع کافی ندارند صحبت کنند. ولی امروز به راحتی می بینیم که اینها درباره مساله هسته ای گرفته تا نحوه اداره وزارت علوم وحتی درباره اقتصاد کشور بیانیه صادر می کنند و طرفدارها هم تشویقشان می کنند.
این مساله خود هشدار بزرگی برای کشیده شدن جامعه از عمق به سطح و نمود عینی پوپو لیسم در جامعه است. هر روز یکی از این دوستان پرطرفدار جوابیه ای به وزیر و رییس و وکیل می دهد. آن هم در چند کلمه می خواهد کل سیستم اداره کشور را آن هم بر اساس شنیده ها زیر سووال ببرد!
برخی از آنها حتی نمی دانند مشکل اقتصادی چیست چون برای خرید لباس به اروپا سفر می کنند برای دیدن بازی جام جهانی به روسیه می روند بعد در پست هایشان با اشک واه و ... ضیافت افطاری رییس جمهور را رد می کنند که اینها هزینه اضافی است !
 و برخی از آنها با دویست سیصد هزار طرفدار حس های عجیبی بهشان دست داده است آنها فکر می کنند هشتاد میلیون جمعیت طرفدارشان هستند .
ناگفته پیداست که در چنین جامعه ای دماسنج افکار عمومی با حرارت حرف های سطحی این گروه است که تنظیم می شود و این برای کشور بی تردید زیان آور است.