بشارت نو - سعید پویش
اندیشه مدیریت در ایران برگرفته از نئولیبرال و سرمایه‌داری است علاوه بر این با پیاده‌سازی فرهنگ سرمایه‌داری در ایران مبنی بر اینکه هر کسی به دنبال حداکثر لذت و سود خود فارغ از محدودیت‌ها (دین، اخلاق، منافع جامعه و خانواده) است، شاهد این هستیم که هرچه قدر می‌گذرد این تفکر در مدارس، رادیو و تلویزیون درحال نهادینه شدن است و چیزی به اسم منافع ملی، خانواده و حتی منافع خود فرد مطرح نیست البته این به این معنی نیست که همگان به این تفکر تنزل پیدا کرده‌اند اما تعداد افرادی که با این تفکر در جامعه بین مسئولان هستند در حال ازدیاد است.
وضعیت مجلس هم تفاوتی با وضع موجود ندارد؛ نمایندگان بعد از مدتی از طبقه متوسط به خانه‌های اشرافی می‌روند و دغدغه آنها مردم عادی نیست البته تعداد کمی از نمایندگان وجود دارند که هنوز هم برای مردم دل بسوزانند وجود دارد اما اکثریت با این روش زندگی می کنند که به فکر مردم نیستند.
لازم است بدانیم مسئولان کشور به جای ایجاد اشتغال برای مردم، برای خارجی‌ها شغل درست کرده و ضربه مهلکی به اقتصاد کشور وارد می‌کنند چراکه آنها  200 تا 300 درصد سود صادرات را به سود تولید -که بیش از 20 تا 30 درصد نمی‌رسد- ترجیح می‌دهند.
از سویی دیگر ساز و کار تولید در کشور ما فراهم نیست چرا که برنامه دولت ها بر محور تولید نگاشته نمی شود. هدف دولت مردان کلا این است که درآمد های نفتی را چگونه هزینه کنند. مدیرانی که سالیان درازی به مدیریت هزینه مبدل شده اند نمی توانند تفکرخود را یکباره به تولید محوری تغییر دهند.
جدا از مسائل بیرونی و فشار تحریم ها ضروری است که مسئولان با فقر و بیکاری مقابله کنند و ایران را از لحاظ اقتصادی به جایی برسانند که به کشورهای صنعتی دنیا نزدیک شود اما روند به این سمت نبوده و هرچه گذشته به جای افزایش صادارت، به میزان واردات کشور سال به سال افزوده شده و نیازمند به صادرات بیشتر نفت و پتروشیمی شده‌ایم که تازه اختیار آن هم با ما نیست.
افزایش بی رویه قیمت ها طوری شده که نرخ گذاری ها توسط دلالان صورت می گیرد و هیچ نظارتی نیست. از سویی نرخ ارز کاهش می یابد اما نرخ اقلام مصرفی و لوازم خانگی افزایش پیدا می کند چرا که ریشه همه این مسایل بخاطر وابستگی ما به واردات کالا هاست.
از سویی رانت وفساد اقتصادی و پولشویی به عنوان آفت قدیمی اقتصاد ایران روزبه روز توان اقتصادی کشور را ضعیف تر می کند. باید تیم اقتصادی قوی کار را به عهده بگیرند و برای یکپارچه شدن مدیریت کشور در سایه یکپارچگی و وحدت بین مسوولان همه برای پیشرفت مردم و از بین بردن فقر در جامعه تلاش کنند.
نمونه این حرکت را می توان در انتخاب اخیر شهردار تهران دید پس از از فراز و نشیب های فراوان بالاخره کار به دست کاردان سپرده شد کسی که سالهاست درزمینه شهری و مدیریت شهری فعالیت می کند.
طبیعتا این فرد خواهد توانست سکان شهرداری را به عهده بگیرد کسی که در پرونده اش هیچ گونه مشکلی دیده نمی شود. فرض بگیرید در همه امورات افراد متخصص سر کار بیایند و با ارایه راهکار های مناسب کشور را از حالت وخیم به حالت عادی تبدیل کنند.