علی قنبری
در سال 1354 که وجه غالب شعر فارسی نسبتا رنگ و بوی تعهدات اجتماعی را داراست ، جمعی از شاعران شهر کوچک مسجد سلیمان ذیل عنوان « موج ناب » توسط منوچهر آتشی در مجله ی تماشا معرفی می شوند . شعر سیروس رادمنش بیست ساله  به عنوان جوانترین عضو این حلقه  در این مقطع درگیر رعایت ایجاز،  پیچیده گویی و ابهام ،آرکائیسم ، سمبولیسم وسورئالیسم است . گرایش سیروس رادمنش از این جهت بیشتر به آریا آریاپور نزدیک است و تقریبا با آثار دیگر اعضای حلقه ی ناب متمایز است .
اما اسلاف  سیروس رادمنش را بیشتر می توان  شعر حجم بویژه بیژن الهی  ، شعر دیگر ، سورئالیسم عنوان کرد . به عقیده ی من او بسیار تحت تاثیر ترجمه ی لورکای  بیژن الهی است کما اینکه وقتی این نکته را به او گفتم خود نیز تصدیق نمود . سیروس به ساختار های متفاوت موسیقی کلاسیک غربی و نیز جاز و فلامنکو بسیار دقت می کرد استفاده از وجوه شهودی بواسطه ی کاربرد ترکیب های اضافی و وصفی  که معمولا از همنشینی واژه های آرکائیک و متداول حاصل میشود از دیگر تکنیک های سیروس است او تصویرهای سورئالیستی را در حالیکه همزمان در حال دریافت شهودی و نیز عینیت گرایی است بکار می گیرد و بگونه ای حتی می توان گفت که شعر او مبتنی بر نظریه سمبولیستی انطباق است یعنی میل به دیدن عمیق و درک حقیقت در یک لحظه ی شهودی  است . اما مولفه ی بسیار مهمی که در شعر سیروس باید به آن اشاره کرد آرکائیسم موجود در شعر اوست .
سیروس شیفته ی این است که واژه های مهجور و غیر مستعمل را وارد شعر خود کند و برایش فرق نمی کند که در یک شعر ، واژگانی که  در کنار هم می نشینند مربوط به کدام سنت نثری و یا کدام دوره ی ادب پارسی است و نیز اینکه ریشه ی عربی و یا فارسی دارد . آرکائیسم عنصر اساسی غریب نمایی و آشنازدایی در شعر سیروس است و البته به همین منوال او میل به جملات ورد گونه و نثر موجود در کتب مقدس دارد . سیروس طی این همه سال لحن و نگرش خود را حفظ کرد و کمتر شعرش را دچار دگردیسی هر چند کمرنگ نمود . شعر سیروس بواسطه ی در هم تنیده گی واژگان بی ربط و ایجاد گونه ای تنافر معنوی در حال حرکتهای چند بعدی و عمقی است که البته همین تکنیک ساده خود عاملی است برای ابژه قرار گرفتن خود زبان و حرکت به سمت بازیهای زبانی .